محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
654
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( اللّهمّ قد ملّت أطبّاء هذا الدّاء الدّويّ و كلّت النّزعة بأشطان الرّكيّ ) هر دردى را درمانى است مگر كورى و هواى نفس كه خيرخواهان و هدايتگران از درمان آن نوميد گشتهاند ؛ چه اينكه كورىدل ، خردها را از كار بازمىايستاند و هواى نفس دلها را بيمار مىگرداند . ( أين القوم الّذين دعوا إلى الإسلام فقبلوه و قرءوا القرآن فأحكموه و هيّجوا إلى الجهاد فولهوا . . . ) امام عليه السّلام حسرت روزهايى را مىخورد كه در بين ياران و برادران برگزيدهاش بود . آنان همگى نزد خدا رفته و اكنون در بين مردمى قرار داشت كه براى دنيا با يكديگر رقابت مىكنند و آخرت را فراموش كردهاند . ( يبشّرون بالأحياء و لا يعزّون عن الموتى ) آنان از زنده ماندن يكى از خودشان شاد نمىشدند و از شهادت يكى از خودشان ، اندوهگين نمىشدند ؛ زيرا شهادت در نزدشان بزرگترين پيروزى بود . ( مره العيون من البكاء خمص البطون من الصّيام ذبل الشّفاه من الدّعاء صفر الألوان من السّهر على وجوههم غبرة الخاشعين ) يكى از علماى بحرين ، مضمون اين بند را در رثاى سيد الشهداء در شعرى سروده است : « شكمهايشان فرو رفته و پژمرده و تشنه لب هستند ؛ چشمها فرو رفته و سياهى از كف دادهاند . آنان را بيمار مىپندارند ولى بيمار نيستند ؛ و يا ديوانه مىانگارند كه هرگز چنين نيستند . آنان اگر سخن گويند ياد خدا مىكنند و اگر سكوت كنند مىانديشند ؛ و اگر خشم كنند مىبخشند و اگر بگسلند پيوند مىزنند . ستم آنان بخشش است و يارى خود را دريغ نمىدارند ؛ و در داورى هميشه عادل هستند . »